تبليغاتX
خاطرات یه پسر 15 ساله

سلام

خوبید؟

ببخشید چرتو پرت مینویسم ببخشید

ولی وب

amindfx2.blogfa.com

خوبه اگه میخواید یه سری بزنید

اگه می شه ایدی منو ادد کنید

تا درباره این چیزا با هم بچتیم!

amindfx@yahoo.com

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهارم بهمن 1386ساعت 22:52  توسط امین  | 

saaaaaaaaaaalam

baba dameton garm be in veb

rafighe ma saaaaaaar mizanin

adresesh chie?

sanaz30.blogfa.com

idishe chie?

yoyo_se2008@yahoo.com

id man

amindfx@yahoo.com

+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم آذر 1386ساعت 13:51  توسط امین  | 

salam azizan be veb sanaz man besarid

sanaz30.blogfa.com

amindfx@yahoo.com

+ نوشته شده در  جمعه شانزدهم آذر 1386ساعت 20:1  توسط امین  | 

salam khoshkela ye khodam bebakhshid ke cherto pert

minevisam khodam

fahmidam

bayad bebakhshid chom

saram shologhe asabam ham kharabe

ok

id

ma

amindfx@yahoo.com

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه پانزدهم آذر 1386ساعت 18:55  توسط امین  | 

salam khoshkela

be veb

sanaz30.blogfa.com

sar bezani veb 2ste azizam sanaze berid bashe

id man

amindfx@yahoo.com

 

+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم آذر 1386ساعت 20:7  توسط امین  | 

salam

azizan man aaaaaaan hastam bacheha

doste azizan

sanaz ye veb zade mikhaid berid

ye sari behesh bezanid

sanaz30.blogfa.com

 

+ نوشته شده در  جمعه نهم آذر 1386ساعت 9:28  توسط امین  | 

baba dameton garm

ta hala 50 ta be add listam azafe shod to ham id mano add kon

amindfx@yahoo.com

babye

+ نوشته شده در  سه شنبه ششم آذر 1386ساعت 20:49  توسط امین  | 

baba add konid

amindfx@yahoo.com

 

+ نوشته شده در  یکشنبه چهارم آذر 1386ساعت 19:44  توسط امین  | 

ba salam be azizan

age mikhain baman

ye veblog gorohi bezanid

hamin hala id mano add konnid

sari bashid chon mikham beram

 

+ نوشته شده در  یکشنبه چهارم آذر 1386ساعت 18:34  توسط امین  | 

salam

baba namarda mano add konid

amindfx@yahoo.com

+ نوشته شده در  شنبه سوم آذر 1386ساعت 20:58  توسط امین  | 

salam daste shoma dard nakone

bazam id mano add nkardid ke

amindfx@yahoo.com

yoyo_se2008

babye

ta

hi

 

+ نوشته شده در  جمعه دوم آذر 1386ساعت 17:43  توسط امین  | 

baba id mano add konid dige

amindfx@yahoo.com

 

+ نوشته شده در  جمعه دوم آذر 1386ساعت 10:30  توسط امین  | 

salam kocholo haleton khobe badaz midata omadam nagoftid

chikar konam

bodoied taze

id mano add nemikonid

amindfx@yahoo.com 

 

 

+ نوشته شده در  جمعه دوم آذر 1386ساعت 9:9  توسط امین  | 

salam

id mano add konid on nadaram

amindfx@yahoo.com

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم آبان 1386ساعت 13:39  توسط امین  | 

سلام

khobid

chikar mikonid

nagofti chikar konam

ba byyyyyyyye

ta

hhhhhhhhhi

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم آبان 1386ساعت 13:13  توسط امین  | 

ســـــــــــــــلام

با كمال ناراحتي واندوه بايد بگم

اين جا در اين لحظه كار من دراين وبلاگ

وگفتن يكي از مهمترين رويداد‌هاي زندگيم به پايان

رســــــــــــــــــــــــــيد

اما

من به نوشتن ادامه ميدم

شما

بگين چي بنويسم

منتظرم.

Bye

Ta
Hi

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم آبان 1386ساعت 19:37  توسط امین  | 

alo kojaid beman ke mirese shoma ham

yadeton mire nazar bedin

+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم آبان 1386ساعت 16:57  توسط امین  | 

سلام خوشچلا

خوبید

اخره داستانه منو گوش کنید

سارا حالش خوب شده ولی فراموشی داره

برام دعا کنید که یادش بیاد

ok

babye

ta

hi

+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم آبان 1386ساعت 16:44  توسط امین  | 

سلام خوشکلا بچه ها خوبید منو

علی رضا یه وب

زدیم

سر بزنید

2iceboys.blogfa.com

بیاید

باشه

bye

ta

hi 

+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم آبان 1386ساعت 13:32  توسط امین  | 

باشه نظر نمیدید

+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم آبان 1386ساعت 8:35  توسط امین  | 

سلام

درسته ساناز از تو

كما

در اومده بود

من و مه با هم

از خوش حالي معلوم نبود گريه ميكنين يا خنده

بعد كه من خودم ديدم ساناز پا هاش تكون خورد

با تمام وجودم گفتم

خدايا شكرت

ببينيد الان ساناز فراموشي

گرفته

ما همهدر حال كمك كردن بهش هستبم تا

اشنا هاش يادش بياد

كار نداريد

باباي

تا

هاي

+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم آبان 1386ساعت 8:14  توسط امین  | 

سلام خوبید خوابم نمی بره

کسی هم نیست با من بچته

اگه خوستید ایدی منو ادد کونید تا

یه کاره خوب کرده باشید

amindfx@yahoo.com

+ نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم آبان 1386ساعت 22:34  توسط امین  | 

سلام

خوبيد ادام رو ميگم گوش كنيد

دستتون درد نكونه وقتي حاله ما خرابه منو دلداري كرديد {كنايه بود}

حالا خلاصه حدود سه هفته از كما بودن ساناز گذشته بود يه شب ساعت

1 شب بود كه يواشكي رفتم اتاق ساناز تا صبح  باهاش حرف زدمو زار زار گريه

فردا شبش همون موقهها باباش برام زنگزدو گفت امين اب دستهته بزار زمينو

بيا

منم 15 دقيقه بعدخودمو رسوندم اگه گفتيد چي شود

دروسته تابلو بود

نه

حالا از به هوش اومدنش

حودود يه ماه كه گذشته

ببخشيد الان كار دارم يه دو ساعت ديگه اپ ميكونم

بابايي

+ نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم آبان 1386ساعت 18:35  توسط امین  | 

سلام خوشکلای عزیز

بقیه داستانو بیست دقیقه ی دیگه میگم بای 

+ نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم آبان 1386ساعت 18:16  توسط امین  | 

سلام

حاله شما چطوره

خوبييد دلم خيلي خيلي گرفته نميدونم چيكار كنم

اعصابم خراب هست كسي هم نيستباهاش دردو دل كنم هيچكس نيست

اي بابا دلم گرفته

ترو خدا اگه خونديد ايدي منو add  كنيد

amindfx@yahoo.com

 باشه به اندازه يه دنيا براتون حرف دارم

 piame

hamisham

bye

ta

hi

 

+ نوشته شده در  جمعه یازدهم آبان 1386ساعت 7:5  توسط امین  | 

Salam alikom khobid alan saat 1.15 hast faghat mikhastam begam be zendegi omgdvar bashid Bye Ta Hi
+ نوشته شده در  جمعه یازدهم آبان 1386ساعت 0:18  توسط امین  | 

سلام

فردا اپپپپپپپپ میکنمممممممممم

باشه

+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم آبان 1386ساعت 19:10  توسط امین  | 

باشه نظر نمیدید اگه نوشتم

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم آبان 1386ساعت 17:42  توسط امین  | 

سلام بچه ها

 اينواول ميگم اين اپم يهكم ناراحت كننده است

اگه مي خوايد نخونيد

ولي بايد بگم

                ساعت      45/7

                 ماه     شهريور

              روز      20

     چهارشنبه

نمي تونم بگم بغز تو دلم  جمع شده

ولي ..............................................................

منوسانازرفته بوديم بيرون بعد از هم جدا شديم جدا شدم

ساناز خونشون مهمون امد مي خواست بره ازم خداحافظي كرد رفت

ده دقيقه بعد رفيقم

بهم زنگيد

گفت سريع امين بدو   بدو   بدو   بدو   بدو   بدو   بدو   بدو   بدو   بدو   بدو   بدو   بدو   بدو   بدو   بدو   بدو   بدو   بدو   بدو   بدو   بدو   بدو   بدو   بدو   بدو   بدو   بدو   بدو   بدو   بدو   بدو   بدو   بدو   بدو   بدو   بدو   بدو   بدو   بدو   بدو   بدو   بدو   بدو   بدو   بدو   بدو   بدو   بدو   بدو   بدو  

گفتم چي شود گفت سريع بيا به اينجايكه ميگم

مثل هميشه مثل برق خودمو رسودم

ساناز رو زمين افتاده بود من سرجا وايسادمو

افتادم پايين

افتادم     پايين

ياده روزه اول ديدنمون افتادم

 ياده روزه اول ديدنمون افتادم

 ساناز تكون نمي خورد

منم يه بيهوش همراه ساناز رفتم بيمارستان

گفتن خبر به مام بابش افتاد گردن من

يه روب بعد رسيدن

همه گريه ميكرديم

 اول فكر كردن من زدمش

ولي بعد ديدن منم مثل اينا گريه ميكم تعجب كردن تو ديگه كي من جواب نمي تونستم بدم

دكتر اومد من سريع تر از همه رسيد بهش گفتم چي شود گفت چيش ميشي

با تمام زور گفتم چي شده گفت اروم باش گفتم زنده مي مونه

گفت معلوم نيست

دوباره رو زمين نشستمو گريه كردم باباش بلدم كردم گفت بيا روسندلي بشين

بغلم كردم يه پرس پر با هم گريه زديم تو رگ گفت از اول اول برام تعريف كن من گفتم ولش كن گفت بگو تو از منو مادرش بيشتر ميشناسيش من مي گفتم اينا گريه مي كردن

بچه ها ديگه نميتونم ادامه بدم

يه بسته دسمال تموم شود

خداحافظ

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم آبان 1386ساعت 17:5  توسط امین  | 

سلام سلام

اين

اپ بعديم نه بعديم تمومه ديگه تمومه هاااااااا

حاله تورو خدا نظر بدين ديگه

بزار بگم ولش كن

بعد اينكه باهم هرفامونو زديم

16

تير باهم رفتيم بيرون دور بزنيم

يكي از فاميلام

برام زنگيدو تولدمو مبارك گفت

ساناز فهميدو

به روش نياورد

فرداش حدود ساعت هشت يكي مثل خروس

هي قوقولي قوقول كرد

بلند شدم ديدم كسي خونه

رفتم درو باز كردم ديدم كه سانازه

خواب از سرم پريد

ديدم امد بغلم كردو تولدمو بهم تبريك گفتو

يه كدو دادو رفت

{كادوش خيلي خيلي بزرگ بود}

رفتم تو باز كنم ديدم گشنمه رفتم سر يخچال واي چقدر سرد اااا

اون يه يخچاله ديگست

حسابي خوردما جاتون خالي

به خودم گفتم حالا نوبت كادوست

رفتم باز كنم كارتن اولي باز كردم يه كارتونه ديگه

هفت هشتا رو همينجوري باز كرديم تا اندازه از كفه دستم كوچيكتر

اونم باز كردم

$$$$$$$ديدم$$$$$$$

اگه گفتيد

؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

يه زنجير نقره با پلاك

a انگليسي

خيلي خوشگل بود

همين رفتم بهش بزنگم

ده پونزده تا  sms

اومد

همه تبريك بود

يكي هم ساناز بود

همون لحظه مامانم اينا اومدن

يه جوره ازش تشكركردم

باي

باي

تا

 تا

هاي

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم آبان 1386ساعت 15:41  توسط امین  |